الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
860
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
و اما تو اى پسر عاص ! جريان تو شركتى است و مادرت به صورت نامعلوم تو را زاييد از فسق و فجور و زنا و دربارهء تو چهار تن از قريش با هم اختلاف كردند ، و آن كه قصاب شتر بود ، پيروز شد ، آنكه از همه فرومايهتر و ناپاكتر بود ، به جاى پدرت نشست و گفت : محمد بدون فرزند و بلاعقب است و خداوند دربارهء او ( آيه آخر سورهء كوثر را ) نازل كرد . و تو در تمام جنگها با رسول خدا صلى الله عليه و آله جنگيدى و او را هجو كردى و در مكه او را آزردى و هر چه مكر و حيله داشتى دربارهء آن حضرت به كار بردى و از همه مردم بيشتر آن حضرت را تكذيب كردى و با او عداوت ورزيدى ! سپس از مكه به قصد ديدار نجاشى با اصحاب سفينه ( گروهى كه با شتر بيابانها را طى كردند ) بيرون شدى تا اينكه جعفر ( طيّار ) و اصحاب او را به اهل مكه تحويل دهى ، پس چون به آنچه اميد بسته بودى خطا كردى و خداوند تو را نااميد باز گرداند و پادشاه نجاشى سخن چينى تو را تكذيب كرد ، حد خودت را به گردن رفيقت عمارةبن وليد انداختى پس نزد نجاشى به خاطر حسدى كه داشتى از او سخن چينىكردى - آن هم به خاطر گناهى كه با همسر تو مرتكب شده بود - پس خداوند تو و رفيقت را رسوا كرد . پس تو در جاهليت و در اسلام دشمن بنى هاشم بودى ، علاوه بر اين مىدانى و همهء اين گروه هم مىدانند كه تو در هفتاد شعر رسول خدا صلى الله عليه و آله را هجو كردى و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « خداوندا ! من شعر نمىگويم و براى من سزاوار نيست ! خدايا او را در برابر هر حرفى از